فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جا افتادن

تأییدنشده

jâ oftâdan[d͡ʒɒ́ː ʔof.t̪ʰɒː.d̪ǽn]

auslassen فعل

فعل

  • جا افتادنjâ oftâdanجا اُفتادَن[d͡ʒɒ́ː ʔof.t̪ʰɒː.d̪ǽn](z.B. Wort)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جا انداختنjâ andâxtanجا اَنداختَن[d͡ʒɒ́ː ʔæn̪.d̪ɒːx.t̪ʰæn](z.B. Wort)تأییدنشده
  • حذف کردنحَذف کَردَن(z.B. Wort)تأییدنشده
  • فراموش کردنfarâmôš kardanفَراموش کَردَن[fæ.ɹɒː.múːʃ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ auslassen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌlasn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgelassenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszulassenمعلوم، extended، مصدر
  • auslassendمعلوم، participle، حال
  • ausgelassenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszulassendergerundive، participle
  • lass ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lasse ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lasst ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lasse ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • lasse ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auslasseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • auslasseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lässt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lassest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auslässtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auslassestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lässt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lasse ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • auslässtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auslasseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lassen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • lassen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • lasst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lasset ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • auslasstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auslassetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lassen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • lassen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ließ ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ließe ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausließمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausließeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ließest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ließt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ließest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausließestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausließtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausließestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ließ ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ließe ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausließمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausließeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ließen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ließen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausließenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausließenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ließt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ließet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausließtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausließetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ließen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ließen ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausließenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausließenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszulassendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • auszulassendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszulassendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • auszulassendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • auszulassendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • auszulassendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszulassendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszulassendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszulassendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszulassendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszulassendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszulassendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszulassendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszulassendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

seinen Ärger an jem. auslassen

دق دل را سر کسی خالی کردن

sich über seine Ansichten auslassen

نظریه را شرح و بسط دادن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها