فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از کسی سوء استفاده کردن

تأییدنشده

ausbeuten فعل

فعل

  • از کسی سوء استفاده کردناز کِسی سوء اِستِفاده کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • از زمین بهره بر داشتناز زَمین بَهره بَر داشتَن(Boden)تأییدنشده
  • استخراج کردنestexrâj kardanاِستِخراج کَردَن(Boden)تأییدنشده
  • بهره برداری کردنبَهره بَرداری کَردَنتأییدنشده
  • قوت خاک را تمام کردنقُوَتِ خاک را تَمام کَردَن(Boden)تأییدنشده
  • کسی را محروم کردنکِسی را مَحروم کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ ausbeuten

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌbɔɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgebeutetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ausbeutenمعلوم، مصدر، حال
  • auszubeutenمعلوم، extended، مصدر
  • ausbeutendمعلوم، participle، حال
  • ausgebeutetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszubeutendergerundive، participle
  • auszubeutendegerundive، participle
  • beute ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beut ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beutet ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beute ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • beute ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausbeuteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausbeuteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • beutest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beutest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausbeutestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausbeutestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • beutet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beute ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausbeutetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausbeuteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beuten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • beuten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • ausbeutenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • ausbeutenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • beutet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beutet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausbeutetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausbeutetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • beuten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • beuten ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausbeutenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausbeutenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beutete ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beutete ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausbeuteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausbeuteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beutetest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beutetest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausbeutetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausbeutetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beutete ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • beutete ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausbeuteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausbeuteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beuteten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beuteten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausbeutetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausbeutetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beutetet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beutetet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausbeutetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausbeutetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beuteten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beuteten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausbeutetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausbeutetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszubeutendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszubeutendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszubeutendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszubeutendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszubeutendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszubeutendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszubeutendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszubeutendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszubeutendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

jem. bis aufs Blut ausbeuten

از گردهٔ کسی کار کشیدن

Im Kapitalismus wird der Mensch durch den Menschen ausgebeutet, im Kommunismus ist es genau umgekehrt.

کاپیتالیسم استثمار انسان به وسیلهٔ انسان است. کمونیسم عکس آن است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: Manfredo (de #701265), cojiluc (fa #7525319), tatoeba.org
منابع و مجوزها