فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

روشن کردن

تأییدنشده

rowšan kardan

aufzeigen فعل

فعل

  • روشن کردنrowšan kardanروشَن کَردَن(aufdecken; klar machen; ans Licht bringen; deutlich machen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نشان دادنnešân dâdanنِشان دادَن[ne.ʃɒːn d̪ɒː.d̪æn](sich melden; mit dem Finger nach oben zeigen)تأییدنشده

دستور زبانِ aufzeigen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌt͡saɪ̯ɡn̩], [ˈaʊ̯fˌt͡saɪ̯ɡŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgezeigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuzeigenمعلوم، extended، مصدر
  • aufzeigendمعلوم، participle، حال
  • aufgezeigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuzeigendergerundive، participle
  • aufzuzeigendegerundive، participle
  • zeig aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zeige aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zeigt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zeige aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • zeige aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufzeigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufzeigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zeigst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zeigest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufzeigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufzeigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zeigt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zeige aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufzeigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzeigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zeigen aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • zeigen aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • zeigt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zeiget aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufzeigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufzeigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zeigen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • zeigen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zeigte aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zeigte aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufzeigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufzeigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zeigtest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zeigtest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufzeigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufzeigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zeigte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zeigte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufzeigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzeigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zeigten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zeigten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufzeigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufzeigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zeigtet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zeigtet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufzeigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufzeigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zeigten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zeigten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufzeigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzeigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzuzeigendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuzeigendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuzeigendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuzeigendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzuzeigendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzuzeigendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuzeigendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuzeigendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuzeigendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der Lehrer zeigte auf die Tafel.

معلم تخته را نشان داد.

er zeigt auf mich

او مرا نشان وی می دهد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Adelpa (de #6319674), cojiluc (fa #13124347), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها