فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تقسیم کردن

taqsim kardan

aufteilen فعل

فعل

  • تقسیم کردنtaqsim kardanتَقسیم کَردَن(to divide and distribute portions of a whole)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • منقسم کردنمُنقَسِم کَردَنتأییدنشده
  • جدایی انداختن(share out)تأییدنشده
  • قسمیدن(split into two or more parts)تأییدنشده

دستور زبانِ aufteilen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌtaɪ̯lən]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgeteiltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufteilenمعلوم، مصدر، حال
  • aufzuteilenمعلوم، extended، مصدر
  • aufteilendمعلوم، participle، حال
  • aufgeteiltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuteilendergerundive، participle
  • aufzuteilendegerundive، participle
  • teil aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • teile aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • teilt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • teile aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • teile aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufteileمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufteileمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • teilst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • teilest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufteilstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufteilestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • teilt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • teile aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufteiltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufteileمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • teilen aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • teilen aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • aufteilenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • aufteilenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • teilt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • teilet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufteiltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufteiletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • teilen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • teilen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufteilenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufteilenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • teilte aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • teilte aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufteilteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufteilteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • teiltest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • teiltest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufteiltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufteiltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • teilte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • teilte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufteilteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufteilteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • teilten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • teilten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufteiltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufteiltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • teiltet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • teiltet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufteiltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufteiltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • teilten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • teilten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufteiltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufteiltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzuteilendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuteilendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuteilendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuteilendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzuteilendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzuteilendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuteilendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuteilendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuteilendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Diese kann man in drei große Kategorien aufteilen.

اینها را می‌توان به چهار ردهٔ بزرگ تقسیم کرد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Haehnchenpaella (de #1104759), cojiluc (fa #10703235), tatoeba.org
منابع و مجوزها