فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بروز شدن

تأییدنشده

auftauchen فعل

فعل

  • بروز شدنبُروز شُدَن(erscheinen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سر از آب در آمدنسَر از آب دَر آمَدَن(erscheinen)تأییدنشده
  • نمایان شدننَمایان شُدَن(erscheinen)تأییدنشده
  • چیزی از کسی سر می زندچیزی از کِسی سَر می زَنَد(erscheinen)تأییدنشده
  • ظاهر شدنظاهِر شُدَن(to come or be in sight; to be in view; to become visible)تأییدنشده
  • نمایادن(to come or be in sight; to be in view; to become visible)تأییدنشده
  • پدیدار شدنpadidâr šodanپَدیدار شُدَن[pʰæ.d̪iː.d̪ɒːɹ ʃo.d̪æn](to come or be in sight; to be in view; to become visible)تأییدنشده

دستور زبانِ auftauchen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌtaʊ̯xn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgetauchtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufzutauchenمعلوم، extended، مصدر
  • auftauchendمعلوم، participle، حال
  • aufgetauchtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • tauch aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tauche aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • taucht aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tauche aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • tauche aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auftaucheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • auftaucheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • tauchst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tauchest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auftauchstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auftauchestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • taucht aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • tauche aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • auftauchtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auftaucheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • tauchen aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • tauchen aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • taucht aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tauchet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • auftauchtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auftauchetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • tauchen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • tauchen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • tauchte aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • tauchte aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auftauchteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • auftauchteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • tauchtest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • tauchtest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auftauchtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auftauchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • tauchte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • tauchte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auftauchteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auftauchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • tauchten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • tauchten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • auftauchtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • auftauchtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • tauchtet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • tauchtet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • auftauchtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auftauchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • tauchten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • tauchten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auftauchtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auftauchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

aus der Versenkung auftauchen

آدم به آدم میرسد کوه بکوه نمیرسد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها