فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سوار شدن

savâr šodan[sæ.vɒːɹ ʃo.d̪æn]

aufsitzen فعل

فعل

  • سوار شدنsavâr šodanسَوار شُدَن[sæ.vɒːɹ ʃo.d̪æn](mount)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سر کسی کلاه گذاشتنسَرِ کِسی کُلاه گُذاشتَن(betrogen werden)تأییدنشده
  • کسی دستخوش چیزی استکِسی دَستخوشِ چیزی است(Opfer)تأییدنشده

دستور زبانِ aufsitzen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌzɪt͡sn̩], [ˈaʊ̯fˌz̥ɪt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgesessenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufzusitzenمعلوم، extended، مصدر
  • aufsitzendمعلوم، participle، حال
  • aufgesessenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzusitzendergerundive، participle
  • sitz aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sitze aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sitzt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sitze aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • sitze aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufsitzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufsitzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sitzt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sitzest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufsitztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufsitzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sitzt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • sitze aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufsitztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufsitzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • sitzen aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • sitzen aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • sitzt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sitzet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufsitztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufsitzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sitzen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • sitzen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • saß aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • säße aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufsaßمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufsäßeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • saßest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • saßt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • säßest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufsaßestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufsaßtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufsäßestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • saß aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • säße aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufsaßمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufsäßeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • saßen aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • säßen aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufsaßenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufsäßenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • saßt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • säßet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufsaßtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufsäßetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • saßen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • säßen aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufsaßenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufsäßenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzusitzendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • aufzusitzendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzusitzendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • aufzusitzendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • aufzusitzendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • aufzusitzendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzusitzendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzusitzendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzusitzendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzusitzendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzusitzendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzusitzendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzusitzendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzusitzendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Ich sitze auf dem Klo und denke.

من در دستشویی می‌نشینم و فکر می‌کنم.

Viele Vögel sitzen auf dem Ast.

پرندگان بسیاری روی شاخه می‌نشینند.

Ein gelber Schmetterling sitzt auf einer Blume.

پروانه‌ای زرد روی یک گل نشسته است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Der Junge saß auf einem Stuhl.

پسر روی یک صندلی نشست.

ترجمهٔ غیرمستقیم

sie sitzen auf den Schultern von Riesen

آنها راهی را طی می کنند که بزرگترها و گذشتگان تلاش خودرا صرف آن کرده اند

vielleicht seid ihr einer Verwechslung aufgesessen

شاید عوضی دیده باشید

wem bist du denn da aufgesessen

این دیگر چه حقه ای است که سوار کردی

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Hans07 (de #4929332), cojiluc (fa #7957361), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #916836), cojiluc (fa #8491040), tatoeba.org
  3. ۳: Melang (de #8636832), sinakd (fa #9869719), tatoeba.org
  4. ۴: Wolf (de #365025), AsliAbbasi (fa #1469343), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
منابع و مجوزها