فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قائم

تأییدنشده

aufrecht صفت

صفت

  • قائمقائِمتأییدنشده

دستور زبانِ aufrecht

صفت

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌʁɛçt]
همهٔ صورت‌ها
  • aufrechterصفت تفضیلی
  • am aufrechtestenصفت عالی
  • aufrechterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • aufrechteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • aufrechtesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • aufrechteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • aufrechtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • aufrechterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • aufrechtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • aufrechterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • aufrechtemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • aufrechterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • aufrechtemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • aufrechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • aufrechtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • aufrechteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • aufrechtesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • aufrechteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • aufrechteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechtenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • aufrechtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechtenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechtenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • aufrechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • aufrechtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechtenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • aufrechterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • aufrechteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • aufrechtesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • aufrechtenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • aufrechtenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • aufrechtenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • aufrechtenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • aufrechtenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • aufrechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • aufrechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • aufrechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • aufrechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • aufrechtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • aufrechteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • aufrechtesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • aufrechtenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • aufrechtererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • aufrechtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • aufrechteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • aufrechtereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • aufrechtererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • aufrechtererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • aufrechteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • aufrechtererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • aufrechteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • aufrechterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • aufrechtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • aufrechteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • aufrechtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • aufrechtereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechtereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • aufrechterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • aufrechterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • aufrechtererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • aufrechtereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • aufrechteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • aufrechterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • aufrechterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • aufrechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • aufrechterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • aufrechtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • aufrechteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • aufrechterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • aufrechtesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • aufrechtesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • aufrechtesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • aufrechtesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • aufrechtestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • aufrechtestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • aufrechtestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • aufrechtestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • aufrechtestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • aufrechtestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • aufrechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • aufrechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • aufrechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • aufrechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • aufrechtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • aufrechtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • aufrechtestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • aufrechtestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Vor mehr als hunderttausend Jahren lernte der Mensch, aufrecht zu gehen. Wann wird er lernen, aufrecht zu bleiben?

بیش از صدهزار سال قبل بشر یاد گرفت راست‌قامت راه برود. او کی یاد می‌گیرد راست‌قامت بماند؟

aufrechtes Bewusstsein in Bezug auf die eigene Arbeit

اتکاء اصیل کسی به کار خودش

aufrecht stehen wie eine Pappel

خدنگ شدن

das Gesetz aufrecht erhalten

قانون را ابقاء کردن

du läßt mich aufrecht gehen

تو مرا روسید کردی

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2403803), cojiluc (fa #7558305), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها