فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فسخ کردن

تأییدنشده

aufheben فعل

فعل

  • فسخ کردنفَسخ کَردَن(ausserkraftsetzen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بر داشتنبَر داشتَن(ausserkraftsetzen)تأییدنشده
  • رفع کردنرَفع کَردَن(ausserkraftsetzen)تأییدنشده
  • برطرف کردنبَرطَرَف کَردَن(ausserkraftsetzen)تأییدنشده
  • تصفیه کردنتَصفیِه کَردَن(ausserkraftsetzen)تأییدنشده
  • باطل کردن(to put an end to)تأییدنشده

دستور زبانِ aufheben

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌheːbn̩], [ˈaʊ̯fˌheːbm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgehobenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufhebenمعلوم، مصدر، حال
  • aufzuhebenمعلوم، extended، مصدر
  • aufhebendمعلوم، participle، حال
  • aufgehobenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuhebendergerundive، participle
  • heb aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hebe aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hebt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hebe aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • hebe aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufhebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufhebeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • hebst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hebest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufhebstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufhebestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • hebt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • hebe aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufhebtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufhebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • heben aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • heben aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • aufhebenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • aufhebenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • hebt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hebet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufhebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufhebetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • heben aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • heben aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufhebenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufhebenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hob aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hub aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • höbe aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hübe aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufhobمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufhubمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufhöbeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aufhübeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hobst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hubst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • höbest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • höbst aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hübest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hübst aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufhobstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufhubstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufhöbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aufhöbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aufhübestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aufhübstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hob aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hub aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • höbe aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hübe aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufhobمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufhubمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufhöbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufhübeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hoben aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • huben aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • höben aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hüben aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufhobenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufhubenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufhöbenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aufhübenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hobt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • hubt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • höbet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • höbt aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hübet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hübt aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufhobtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufhubtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufhöbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aufhöbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aufhübetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aufhübtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hoben aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • huben aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • höben aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hüben aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufhobenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufhubenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufhöbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufhübenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzuhebendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • aufzuhebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuhebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • aufzuhebendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • aufzuhebendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • aufzuhebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuhebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuhebendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuhebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzuhebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzuhebendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuhebendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuhebendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuhebendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Verschüttetes Wasser kann man nicht wieder aufheben.

آب ریخته را دیگر نمی‌توان بالا برد.

Der Deutsche Bundestag hat die Immunität eines Abgeordneten aufgehoben.

بوندستاگ آلمان مصونیت یک نماینده را برداشت.

die Suppe vom Mittag aufheben

آش از ظهر نگهداشتن

aufgeschoben ist nicht aufgehoben

دفع الوقت رفع الامر نیست

Ich bückte mich, um einen Füller aufzuheben.

من خم شدم تا قلم را بردارم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #7743675), cojiluc (fa #7743685), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #3355759), cojiluc (fa #8128219), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: xtofu80 (de #413544), sinakd (fa #11114323), tatoeba.org
منابع و مجوزها