فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نمایاندن

تأییدنشده

aufdecken فعل

فعل

  • نمایاندن(point out)تأییدنشده

دستور زبانِ aufdecken

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌdɛkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgedecktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufdeckenمعلوم، مصدر، حال
  • aufzudeckenمعلوم، extended، مصدر
  • aufdeckendمعلوم، participle، حال
  • aufgedecktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzudeckendergerundive، participle
  • aufzudeckendegerundive، participle
  • deck aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • decke aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • deckt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • decke aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • decke aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufdeckeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufdeckeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • deckst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • deckest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufdeckstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufdeckestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • deckt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • decke aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufdecktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufdeckeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • decken aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • decken aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • aufdeckenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • aufdeckenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • deckt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • decket aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufdecktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufdecketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • decken aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • decken aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufdeckenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufdeckenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • deckte aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • deckte aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufdeckteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufdeckteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • decktest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • decktest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufdecktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufdecktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • deckte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • deckte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufdeckteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufdeckteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • deckten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • deckten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufdecktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufdecktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • decktet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • decktet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufdecktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufdecktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • deckten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • deckten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufdecktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufdecktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzudeckendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzudeckendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzudeckendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzudeckendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzudeckendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzudeckendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzudeckendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzudeckendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzudeckendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Die Verschwörung wurde bald aufgedeckt.

توطئه بزودی بر ملا خواهد شد.

von jem. Fehler aufdecken

بخیه بر رو افکندن

Das am schwierigsten aufzudeckende Verbrechen ist dasjenige, das sinnlos ist.

سختترین جنایت برای ردیابی، آن است که بی هدف است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Das am schwierigsten aufzudeckende Verbrechen ist das sinnlose.

سختترین جنایت برای ردیابی، آن است که بی هدف است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1504981), cojiluc (fa #7139056), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #8392149), cojiluc (fa #12130703), tatoeba.org
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #8392153), cojiluc (fa #12130703), tatoeba.org
منابع و مجوزها