فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پوشیدن

pušidan[pʰuː.ʃiː.d̪ǽn]

anziehen فعل

فعل

  • پوشیدنpušidanپوشیدَن[pʰuː.ʃiː.d̪ǽn](to don)(Kleidung)
  • جذب کردنjazb kardanجَذب کَردَن[d͡ʒæzb̥ kʰʲæɹ.d̪æn](attract)(Magnet, u.ä.)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تن کردنtan kardanتَن کَردَن[t̪ʰǽn kʰʲæɹ.d̪æn](Kleidung)تأییدنشده
  • ملبس کردنمُلَبَس کَردَن(Kleidung)تأییدنشده
  • جالب بودن(to be attractive)تأییدنشده
  • لباس پوشاندن(to adorn with clothing)تأییدنشده

دستور زبانِ anziehen

فعل

تلفظ
[ˈanˌt͡siːən]
همهٔ صورت‌ها
  • angezogenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzuziehenمعلوم، extended، مصدر
  • anziehendمعلوم، participle، حال
  • angezogenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzuziehendergerundive، participle
  • zieh anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ziehe anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zieht anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ziehe anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • ziehe anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anzieheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anzieheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • ziehst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ziehest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anziehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anziehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zieht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • ziehe anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anziehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzieheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ziehen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • ziehen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • zieht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ziehet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anziehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anziehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • ziehen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • ziehen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zog anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zöge anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anzogمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anzögeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zogst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zögest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zögst anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anzogstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anzögestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • anzögstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zog anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zöge anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anzogمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzögeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zogen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zögen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anzogenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anzögenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zogt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zöget anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zögt anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anzogtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anzögetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • anzögtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zogen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zögen anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anzogenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzögenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzuziehendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • anzuziehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuziehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • anzuziehendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • anzuziehendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • anzuziehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuziehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuziehendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuziehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzuziehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzuziehendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuziehendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuziehendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuziehendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Was soll ich anziehen?

چی باید بپوشم؟

Du solltest einen Mantel anziehen.

تو باید یک مانتو بپوشی!

den Strumpf verkehrt anziehen

جوراب را وارونه پوشیدن

sich eine Sache nicht anziehen

زیر بار نرفتن

Ich werde mir etwas Bequemeres anziehen.

من برم یک لباس راحت تر بپوشم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: xtofu80 (de #397807), mkia (fa #1973360), tatoeba.org
  2. ۲: MUIRIEL (de #421605), mkia (fa #1973440), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #6062182), ErikAskari (fa #6041862), tatoeba.org
منابع و مجوزها