فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تلفن کردن

تأییدنشده

anrufen فعل

فعل

  • تلفن کردنتِلِفُن کَردَن(to telephone (someone))((transitive) to (attempt to) contact (someone) using a telephone; (intransitive) to (attempt to) contact someone using a)(to call (someone) on the telephone)(to contact by telephone)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • صدا زدن(to request, summon, or beckon)تأییدنشده
  • یادآوری کردنیادآوَری کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ anrufen

فعل

تلفظ
[ˈanˌʁuːfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angerufenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzurufenمعلوم، extended، مصدر
  • anrufendمعلوم، participle، حال
  • angerufenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzurufendergerundive، participle
  • ruf anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rufe anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ruft anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rufe anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • rufe anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anrufeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anrufeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • rufst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rufest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anrufstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anrufestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • ruft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • rufe anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anruftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anrufeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • rufen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • rufen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • ruft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rufet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anruftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anrufetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • rufen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • rufen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • rief anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • riefe anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anriefمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anriefeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • riefst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • riefest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anriefstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anriefestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • rief anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • riefe anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anriefمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anriefeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • riefen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • riefen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anriefenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anriefenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • rieft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • riefet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anrieftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anriefetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • riefen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • riefen anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anriefenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anriefenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzurufendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • anzurufendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzurufendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • anzurufendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • anzurufendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • anzurufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzurufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzurufendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzurufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzurufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzurufendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzurufendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzurufendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzurufendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Hast du deshalb angerufen?

واسه همین زنگ زدی؟

Herr Soundso hat heute angerufen.

آقای فلانی امروز تماس گرفت.

Die Freunde, die man morgens um vier Uhr anrufen kann, die zählen.

دوستانی که می‌توان صبحها تا ساعت چهار به آنها زنگ زد حساب می‌شوند.

Wer hat dich angerufen?

چه کسی به تو زنگ زد؟

Ich habe ihn angerufen.

به او تلفن کردم.

Sie hat mich aus Tokio angerufen.

او از توکیو به من زنگ زد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

ich werde dich anrufen

من به تو زنگ خواهم زد

Es tut mir leid, Sie so spät in der Nacht anzurufen, aber ich brauchte unbedingt jemanden zum Reden.

متأسفم که شب اینقدر دیروقت به شما زنگ می‌زنم، ولی واقعا احتیاج داشتم که با کسی حرف بزنم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich habe Sie vor drei Stunden angerufen.

من سه ساعت پیش با شما تماس گرفتم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Es tut mir leid, Sie so spät am Abend anzurufen, aber ich brauchte einfach jemanden zum Reden.

متأسفم که شب اینقدر دیروقت به شما زنگ می‌زنم، ولی واقعا احتیاج داشتم که با کسی حرف بزنم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: dinkel_girl (de #3169837), Hermann_h (fa #4540246), tatoeba.org
  2. ۲: Vortarulo (de #2167179), cojiluc (fa #11077710), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2221503), cojiluc (fa #8140140), tatoeba.org
  4. ۴: kutschektar (de #8108242), AsliAbbasi (fa #888310), tatoeba.org
  5. ۵: MUIRIEL (de #342984), AsliAbbasi (fa #3186905), tatoeba.org
  6. ۶: al_ex_an_der (de #640111), mahdiye (fa #640121), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: al_ex_an_der (de #1699490), ghasemkiani (fa #3161361), tatoeba.org
  9. ۹: mayabe (de #12528003), MEJSAM (fa #2300943), tatoeba.org
  10. ۱۰: al_ex_an_der (de #1699493), ghasemkiani (fa #3161361), tatoeba.org
منابع و مجوزها