فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هجوم آوردن

angreifen فعل

فعل

  • هجوم آوردنهُجوم آوَردَن(to apply violent force)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بر سر کسی شبیخون زدنبَر سَرِ کِسی شَبیخون زَدَنتأییدنشده
  • حمله کردن برحَمله کَردَن برتأییدنشده
  • حمله کردن(to apply violent force)تأییدنشده
  • زدنzadanزَدَن[zæ.d̪ǽn](make physical contact with)تأییدنشده
  • لمس کردنlams kardanلَمس کَردَن(make physical contact with)تأییدنشده
  • پرماسیدن(make physical contact with)تأییدنشده

دستور زبانِ angreifen

فعل

تلفظ
[ˈanˌɡʁaɪ̯fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angegriffenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • angreifenمعلوم، مصدر، حال
  • anzugreifenمعلوم، extended، مصدر
  • angreifendمعلوم، participle، حال
  • angegriffenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzugreifendergerundive، participle
  • greif anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • greife anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • greift anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • greife anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • greife anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • angreifeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • angreifeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • greifst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • greifest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • angreifstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • angreifestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • greift anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • greife anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • angreiftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • angreifeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • greifen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • greifen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • angreifenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • angreifenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • greift anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • greifet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • angreiftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • angreifetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • greifen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • greifen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • angreifenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • angreifenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • griff anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • griffe anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • angriffمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • angriffeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • griffst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • griffest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • angriffstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • angriffestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • griff anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • griffe anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • angriffمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • angriffeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • griffen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • griffen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • angriffenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • angriffenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • grifft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • griffet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • angrifftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • angriffetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • griffen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • griffen anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • angriffenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • angriffenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzugreifendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • anzugreifendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzugreifendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • anzugreifendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • anzugreifendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • anzugreifendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzugreifendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzugreifendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzugreifendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzugreifendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzugreifendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzugreifendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzugreifendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzugreifendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ein Hund beißt nur selten, es sei denn, er wird angegriffen.

یک سگ فقط به طور نادر گاز می‌گیرد، مگر اینکه مورد حمله قرار گیرد.

jem. mit erdrückender Übermacht angreifen

کسی را با سطوات تمام حمله کردن

sein Gesundheitszustand ist angegriffen

حالش از رمق افتاده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Adelpa (de #2362069), cojiluc (fa #9889141), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها