فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قپی پا شدن

تأییدنشده

angeben فعل

فعل

  • قپی پا شدنقُپیِ پا شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لاف زدنlâf zadanلاف زَدَنتأییدنشده
  • پز آمدنپُز آمدنتأییدنشده
  • دم زدنdam zadanدَم زَدَن[d̪æm zæ.d̪æn]تأییدنشده
  • لافیدنlâfidan(to boast)تأییدنشده

دستور زبانِ angeben

فعل

تلفظ
[ˈanˌɡeːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gebet anوجه امری، جمع
  • angegebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzugebenمعلوم، extended، مصدر
  • angebendمعلوم، participle، حال
  • angegebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzugebendergerundive، participle
  • gib anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gebt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gebe anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • gebe anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • angebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • angebeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gibst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gebest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • angibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • angebestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gibt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gebe anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • angibtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • angebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • geben anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • geben anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • gebt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gebet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • angebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • angebetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • geben anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • geben anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gab anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gäbe anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • angabمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • angäbeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gabst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gäbest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gäbst anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • angabstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • angäbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • angäbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gab anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gäbe anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • angabمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • angäbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gaben anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gäben anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • angabenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • angäbenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gabt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gäbet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gäbt anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • angabtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • angäbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • angäbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gaben anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gäben anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • angabenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • angäbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzugebendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • anzugebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzugebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • anzugebendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • anzugebendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • anzugebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzugebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzugebendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzugebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzugebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzugebendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzugebendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzugebendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzugebendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Er muss auf dem Fragebogen seinen eigenen Familienstand angeben.

او باید در پرسشنامه وضعیت تأهل خود را مشخص کند.

Mit seinem Wissen angeben

تو بگی ف من میگم فرح زاد

sie geben an wegen ihrer Zähigkeit

لاف استحکام و مقاومت می زنند

Ich kann es nicht leiden, dass er bei jeder Gelegenheit groß angibt.

از اینکه در مورد هر چیزی با ادعا حرف می زنه متنفرم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: kutschektar (de #7730500), cojiluc (fa #7490027), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: freddy1 (de #2130487), ismaximum (fa #2169856), tatoeba.org
منابع و مجوزها