فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ستایش کردن

تأییدنشده

setâyeš kardan

anbeten فعل

فعل

  • ستایش کردنsetâyeš kardanسِتایِش کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سجده کردنسَجده کَردَنتأییدنشده
  • پرستش کردنپَرَستِش کَردَنتأییدنشده
  • پرستیدنparastidan[pʰæ.ɹæs.t̪ʰiː.d̪ǽn](honor and adore, especially as a deity)تأییدنشده

دستور زبانِ anbeten

فعل

تلفظ
[ˈanˌbeːtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angebetetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anbetenمعلوم، مصدر، حال
  • anzubetenمعلوم، extended، مصدر
  • anbetendمعلوم، participle، حال
  • angebetetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzubetendergerundive، participle
  • anzubetendegerundive، participle
  • bete anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bet anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • betet anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bete anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • bete anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anbeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anbeteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • betest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • betest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anbetestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anbetestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • betet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bete anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anbetetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anbeteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • beten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • anbetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • anbetenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • betet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • betet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anbetetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anbetetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • beten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • beten anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anbetenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anbetenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • betete anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • betete anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anbeteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anbeteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • betetest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • betetest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anbetetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anbetetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • betete anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • betete anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anbeteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anbeteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beteten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beteten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anbetetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anbetetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • betetet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • betetet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anbetetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anbetetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beteten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beteten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anbetetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anbetetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzubetendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzubetendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzubetendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzubetendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzubetendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzubetendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzubetendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzubetendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzubetendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Schönheit beglückt nicht den, der sie besitzt, sondern den, der sie lieben und anbeten kann.

زیبایی، او که صاحبش است را خشنود نمی‌کند، بلکه آنهایی که او را دوست دارند و می‌پرستند را خشنود می‌کند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #9851660), cojiluc (fa #12128548), tatoeba.org
منابع و مجوزها