فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پیر شدن

تأییدنشده

altern فعل

فعل

  • پیر شدنپیر شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ altern

فعل

تلفظ
[ˈaltɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gealtertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • alterndمعلوم، participle، حال
  • gealtertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • alterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • altereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • altreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • altertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • alterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • altereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • altreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • altereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • altreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • alterstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • alterstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • altrestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • alterestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • altertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • altereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • altreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • altrenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • alterenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • altertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • altertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • altretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • alteretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • altrenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • alterenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • alterteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • alterteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • altertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • altertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • alterteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • alterteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • altertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • altertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • altertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • altertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • altertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • altertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Es gibt keinen besseren Spiegel als ein alter Freund.

هیچ آیینهٔ بهتری مانند یک دوست قدیمی وجود ندارد.

Altersweisheit gibt es nicht. Wenn man altert, wird man nicht weise, nur vorsichtig.

عقل سنی وجود ندارد. وقتی آدم پیر می‌شود، عاقل نمی‌شود، فقط محتاط می‌شود.

Wenig reden altert die Frauen.

کم حرفی زنان را پیر می‌کند.

Ein alter Freund ist besser als zwei neue.

یک دوست قدیمی بهتر از دو دوست جدید است.

Alter macht zwar immer weiß, aber nicht immer weise.

درست است که پیری ریش آدم را سفید می‌کند اما همیشه آدم را ریش‌سفید نمی‌کند.

Ein alter Baum ist schwer zu verpflanzen.

کاشتن یک درخت کهنسال سخت است.

Ein alter Hund bellt nicht umsonst.

سگ پیر بی دلیل پارس نمی‌کند.

Ein alter Adler ist stärker als eine junge Krähe.

یک عقاب پیر قوی‌تر از یک کلاغ جوان است.

Wenn der mächtige Löwe altert, lauert er am Mauseloch.

هنگامی که شیر نیرومند، پیر می‌شود جلو سوراخ موش کمین می‌کند.

Alter schützt vor Torheit nicht

سر پیری معرکه گیری

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5318885), cojiluc (fa #7775413), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #9793388), cojiluc (fa #12105548), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #3074695), cojiluc (fa #8135284), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1394674), cojiluc (fa #7775417), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2143467), cojiluc (fa #6950572), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1942525), cojiluc (fa #8190393), tatoeba.org
  7. ۷: Adelpa (de #9822216), cojiluc (fa #10770847), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1942521), cojiluc (fa #7003094), tatoeba.org
  9. ۹: Pfirsichbaeumchen (de #5201714), cojiluc (fa #12165166), tatoeba.org
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها