فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گام به گام

تأییدنشده

allmählich
صفت تفضیلی:
allmählicher
صفت عالی:
am allmählichsten
صفت

مثال با allmählich

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Beethoven verlor allmählich das Hörvermögen.

بتهوون شنوایی خود را به تدریج از دست داد.

صفت

  • گام به گام(langsam voranschreitend, in kleinen Schritten)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بتدریجبِتَدریجتأییدنشده
  • تدریجیتَدریجیتأییدنشده
  • متدرجامُتَدَرِجاًتأییدنشده
  • نرم نرمنَرم نَرمتأییدنشده
  • نرمک نرمکنَرمَک نَرمَکتأییدنشده
  • رفته رفتهrafte rafte[ɹæf.t̪ʰé ɹæf.t̪ʰé](langsam voranschreitend, in kleinen Schritten)تأییدنشده

دستور زبانِ allmählich

صفت

تلفظ
[alˈmɛːlɪç]
همهٔ صورت‌ها
  • allmählichصفت مطلق
  • allmählicherصفت تفضیلی
  • am allmählichstenصفت عالی
  • allmählicherمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • allmählicheمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • allmählichesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • allmählicheحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • allmählichenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • allmählicherمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • allmählichenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • allmählicherحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • allmählichemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • allmählicherحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • allmählichemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • allmählichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • allmählichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • allmählicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • allmählichesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • allmählicheحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • allmählicheمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählicheمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählicheخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählichenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • allmählichenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählichenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählichenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählichenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • allmählichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählichenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • allmählichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählicheحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählichenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • allmählicherمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • allmählicheمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • allmählichesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • allmählichenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • allmählichenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • allmählichenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • allmählichenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • allmählichenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • allmählichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • allmählichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • allmählichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • allmählichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • allmählichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • allmählicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • allmählichesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • allmählichenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • allmählichererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • allmählichereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • allmählicheresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • allmählichereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • allmählichererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • allmählichererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • allmählicheremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • allmählichererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • allmählicheremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • allmählicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • allmählichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • allmählicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • allmählichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • allmählichereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählichereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählichereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählicherenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • allmählicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • allmählicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • allmählichererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • allmählichereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • allmählicheresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • allmählicherenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • allmählicherenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • allmählicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • allmählicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • allmählichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • allmählicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • allmählicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • allmählichsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • allmählichsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • allmählichsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • allmählichsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • allmählichstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • allmählichstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • allmählichstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • allmählichstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • allmählichstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • allmählichstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • allmählichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • allmählichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • allmählichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • allmählichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • allmählichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • allmählichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • allmählichstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • allmählichstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Beethoven verlor allmählich das Hörvermögen.

بتهوون شنوایی خود را به تدریج از دست داد.

۲Tom entschied, allmählich nach Marias Aufenthaltsort um zu ziehen.

تام تصمیم گرفت به تدریج نقل مکان کند به اقامتگاه ماری.

۳Der Schmerz begann allmählich

درد کم کم شروع شد

۴Meine Großmutter wurde allmählich vergesslich und gebrechlich.

مادربزرگم به تدریج فراموشکار و نحیف می شد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۵Der Schmerz begann allmählich.

درد به تدریج شروع شد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #6778764), Pedraam (fa #7958186), Tatoeba
  2. ۲: kutschektar (de #8290541), armandaneshjoo (fa #1041447), Tatoeba
  3. ۳: Refugee Phrasebook (Refugee Phrasebook)
  4. ۴: Hans_Adler (de #784192), AsliAbbasi (fa #1486337), Tatoeba
  5. ۵: AutoBot (de #10707782), manelie (fa #12877471), Tatoeba
منابع و مجوزها