فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پذیرفتن

paziroftan[pʰæ.ziː.ɹof.t̪ʰæn]

abnehmen فعل

فعل

  • پذیرفتنpaziroftan[pʰæ.ziː.ɹof.t̪ʰæn](to receive with consent)
  • قبول کردنqabul kardanقَبول کَردَن(to receive with consent)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کاستنkâstanکاستَن[kʰɒːs.t̪ʰǽn](become smaller)تأییدنشده
  • خسته شدنخَسته شُدَن(erlahmen)تأییدنشده
  • برداشتنbardâštanبَرداشتَن[bæɹ.d̪ɒːʃ.t̪ʰæn]تأییدنشده

دستور زبانِ abnehmen

فعل

تلفظ
[ˈapˌneːmən]
همهٔ صورت‌ها
  • abgenommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • abzunehmenمعلوم، extended، مصدر
  • abnehmendمعلوم، participle، حال
  • abgenommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • abzunehmendergerundive، participle
  • nimm abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nehmt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nehme abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • nehme abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abnehmeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abnehmeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nimmst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nehmest abمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abnimmstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abnehmestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nimmt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • nehme abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abnimmtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abnehmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nehmen abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • nehmen abمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • nehmt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nehmet abمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • abnehmtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abnehmetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nehmen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • nehmen abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nahm abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • nähme abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abnahmمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • abnähmeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahmst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • nähmest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nähmst abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abnahmstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abnähmestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abnähmstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahm abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • nähme abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abnahmمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abnähmeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nahmen abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • nähmen abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • abnahmenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abnähmenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahmt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • nähmet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nähmt abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • abnahmtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abnähmetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abnähmtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahmen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • nähmen abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abnahmenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abnähmenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abzunehmendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • abzunehmendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzunehmendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • abzunehmendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • abzunehmendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • abzunehmendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzunehmendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzunehmendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzunehmendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • abzunehmendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • abzunehmendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzunehmendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzunehmendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzunehmendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Zwei Dinge gibt es, die ich immer möchte: 1. abnehmen. 2. essen!

دو چیز وجود دارد که همیشه دوست دارم: ۱. لاغر شدن. ۲. خوردن!

Wer an Gewicht abnehmen will, muss erst einmal an Willen zunehmen!

آنکه می‌خواهد وزنش را کاهش دهد، باید ابتدا اراده‌اش را افزایش دهد!

Den Hut abnehmend, betrat er den Raum.

او کلاهش را بر داشت و وارد اتاق شد.

Es ist schade, dass ich nicht abnehmen muss.

حیف که لازم نیست لاغر شوم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Die Bevölkerungszahl dieses Landes nimmt ab.

جمعیت این کشور در حال کم شدن است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

jem. die Last abnehmen

باری از دوش کسی برداشتن

Tom hat das Bild von der Wand abgenommen und dort ein anderes aufgehängt.

تام عکس روی دیوار رو ورداشت و یکی دیگه جاش گذاشت.

ترجمهٔ غیرمستقیم

sein Gewicht nimmt ab

وزن او کم می شود

jem. etwas abnehmen, glauben

از کسی قبول کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #7677117), cojiluc (fa #7677120), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #752621), cojiluc (fa #7751279), tatoeba.org
  3. ۳: virgil (de #606234), ghasemkiani (fa #907846), tatoeba.org
  4. ۴: MUIRIEL (de #230), kuarash (fa #3842023), tatoeba.org
  5. ۵: Zaghawa (de #2258291), pedrampc68 (fa #510582), tatoeba.org
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: raggione (de #4286312), deadmarshal (fa #4294189), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
منابع و مجوزها