هدف
hadaf[hæ.d̪ǽf]
der Zweck
- جمع:
- die Zwecke
- حالت اضافی:
- des Zweckes, des Zwecks
۱Der Zweck heiligt die Mittel.
هدف وسیله را توجیه میکند.
اسم
- هدف
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مقصد
- نشان
- کاربرد
دستور زبانِ Zweck
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Zweckes, des Zwecks
- جمع
- die Zwecke
- تلفظ
- [t͡svɛk]
همهٔ صورتها
- Zweck
- Zwecke
- Zweckes
- Zwecks
- Zwecke
- Zweck
- Zwecke
- Zwecken
- Zweck
- Zwecke
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Der Zweck rechtfertigt nicht die Mittel.
هدف وسیله را توجیه نمیکند.
۳Reichtum sollte eigentlich nur einen Zweck haben: Armut abzuschaffen.
ثروت واقعا فقط باید یک هدف داشته باشد: از بین بردن فقر.
۱Der Zweck heiligt die Mittel.
هدف وسیله را توجیه میکند.
۴Was ist der Zweck dieser Unterhaltung?
هدف از این گفتگو چیست؟
۵Ich sehe den Zweck.
هدف را میبینم.
۶Zu welchem Zweck?
به چه دلیلی؟
۷Der Zweck eines Kreisverkehrs ist es, den Verkehr zu verlangsamen.
هدف از مسیر غیرمستقیم، کاهش ترافیک است.
۸zu privaten Zwecken nutzen
برای منظور شخصی از چیزی استفاده کردن