فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آماج

تأییدنشده

âmâj[ʔɒː.mɒ́ːd͡ʒ̥]

die Zielscheibe جمع: die Zielscheiben اسم

اسم

  • آماجâmâj[ʔɒː.mɒ́ːd͡ʒ̥](butt or mark to shoot at)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آماج نظامیآماجِ نِظامیتأییدنشده
  • آماجگاهتأییدنشده
  • تیر نشانهتیر نِشانهتأییدنشده
  • تیماجtimâjتأییدنشده
  • سیبل(butt or mark to shoot at)تأییدنشده

دستور زبانِ Zielscheibe

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Zielscheibe
جمع
die Zielscheiben
تلفظ
[ˈt͡siːlˌʃaɪ̯bə]
همهٔ صورت‌ها
  • Zielscheibeحالت نهادی، مفرد
  • Zielscheibenحالت نهادی، جمع
  • Zielscheibeحالت اضافی، مفرد
  • Zielscheibenحالت اضافی، جمع
  • Zielscheibeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Zielscheibenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Zielscheibeحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Zielscheibenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ihr Erfolg machte sie zur Zielscheibe des Neids.

موفقیتش او را آماج حسادت کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

ausgesetzt sein, Zielscheibe sein

آماجگاه شدن

sie machten ihn zur Zielscheibe ihres Spottes

اورا در معرض تمسخر قرار دادند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Yorwba (de #10218773), ghasemkiani (fa #786195), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها