افسار
afsâr[ʔæ.ˈfsɒːɹ]
اسم
- افسار
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پالهنگ
- عنان
- مهار
- لگام
- چشم تا نوک
- دوال
دستور زبانِ Zügel
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Zügels
- جمع
- die Zügel
- تلفظ
- [ˈt͡syːɡl̩]
همهٔ صورتها
- Zügel
- Zügel
- Zügels
- Zügel
- Zügel
- Zügeln
- Zügel
- Zügel
مثالها
Tom entschied, die Zügel selber in die Hand zu nehmen.
تام تصمیم گرفت خودش افسار کار را در دست بگیرد.
Goldene Zügel machen ein Pferd nicht besser.
افسارهای طلایی یک اسب را بهتر نمیکنند.
er hat die Zügel aus der Hand gegeben
افسارش به دست خودش نیستند
die Zügel entgleiten ihm
عنان اختیار از کفش می روند
jem. die Zügel schiessen lassen
کسی را بی لگام کردن