خوشبختی
xošbaxti[xoʃ.bæxʔ.t̪ʰiː]
اسم
- خوشبختی
- رفاه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ثروت
- بهزیستی
- سامان
- سعادت
- افلاح
- تمول
- غنا
- ثروتمندی
- دارایی
دستور زبانِ Wohlstand
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Wohlstands, des Wohlstandes
- تلفظ
- [ˈvoːlˌʃtant]
همهٔ صورتها
- Wohlstands
- Wohlstandes
- Wohlstande
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ich würde eher in friedvoller Armut leben als in Wohlstand und Furcht.
من حاضرم در فقر با صلح زندگی کنم تا در رفاه با ترس.
Unglück macht Menschen. Wohlstand macht Ungeheuer.
بدبختی آدم میسازد. رفاه دیو میسازد.
Gesundheit über Wohlstand.
سلامتی بهتر از ثروت است.
Wohlstand mit sich bringen
سعادت به ارمغان آوردن