دانش
dâneš[d̪ɒː.néʃ]
اسم
- دانش
- معرفت
- علم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اطلاع
- فضائل
- شناخت
- وقوف
- آگاهی
- عرفان
- هشیاری
دستور زبانِ Wissen
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Wissens
- تلفظ
- [ˈvɪsn̩]
همهٔ صورتها
- Wissen
- Wissens
- Wissen
- Wissen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Mit dem Wissen wächst der Zweifel.
با آگاهی تردید افزوده میشود.
Das große Ziel des Lebens ist nicht Wissen, sondern Handeln.
هدف بزرگ زندگی علم نیست، بلکه عمل است.
Viel Wissen bedeutet noch nicht Verstand.
دانستن زیاد هنوز به معنای فهم نیست.
Alles Wissen stammt aus der Erfahrung.
همهٔ علوم از تجربه نشأت میگیرند.
Früher war der Mensch Herr seines Wissens. Heute ist das Wissen sein Gebieter.
پیشتر، آدم آقای علمش بود. امروز علم سرورش است.
Ich schätze Wissen immer sehr hoch ein.
من همیشه برای علم ارزش بالایی قائل هستم.
Mit dem Wissen von heute, hätte ich gestern andere Fehler gemacht.
با دانش امروز دیروز ممکن است اشتباهات دیگری انجام دهم.
Kann Wissen unnütz sein?
آیا علم میتواند بیفایده باشد؟
Wir ertrinken in Informationen, aber wir hungern nach Wissen.
ما در اطلاعات غرق میشویم، اما گرسنۀ دانستن هستیم.
Eine Investition in Wissen bringt noch immer die besten Zinsen.
سرمایهگذاری در علم همیشه بهترین بهره را میآورد.