چمنزار
اسم
- چمنزار
- چمن
- مرغزار
- علفزار
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- چراگاه
- راغ
دستور زبانِ Wiese
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Wiese
- جمع
- die Wiesen
- تلفظ
- [ˈviːzə]
همهٔ صورتها
- Wiesen
- Wiesen
- Wiesen
- Wiesen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die Wiese blüht.
علفزار شکوفا میشود.
Die ganze Wiese steht voller Löwenzahn.
کل علفزارپوشیده از قاصدک است.
Die Wiese ist farbenfroh gewesen.
روضه رنگارنگ بود.
Die Wiese ist bunt gewesen.
روضه رنگارنگ بود.
Die Wiese war farbenfroh.
روضه رنگارنگ بود.
Die Wiese war bunt.
روضه رنگارنگ بود.
Vier Pferde wandern über die Wiese.
چهار اسب در مرتع پرسه می زنند.