زنبور
zanbur[zæm.buːɹ]
اسم
- زنبور
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- گبت
- زنبور طلائی
دستور زبانِ Wespe
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Wespe
- جمع
- die Wespen
- تلفظ
- [ˈvɛspə]
همهٔ صورتها
- Wespen
- Wespen
- Wespen
- Wespen
مثالها
Wer von einer Wespe gestochen wurde, fürchtet sich vor der Motte.
کسی که از زنبور گزیده شده است، از پروانه میترسد.
Eine Handvoll Bienen ist tausend Wespen wert.
چند تا زنبور عسل به هزار زنبور وحشی میارزد.
Wer von einer Wespe gestochen wird, rächt sich an einem Grashüpfer.
کسی که توسط یک زنبور گزیده شده است، انتقام خود را از یک ملخ میگیرد.