کارگاه
kârgâh[kʰɒːɹ.ɡɒ́ːʰ]
اسم
- کارگاه
- تعمیرگاه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کارسوق
دستور زبانِ Werkstatt
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Werkstatt
- جمع
- die Werkstätten
- تلفظ
- [ˈvɛʁkˌʃtat]
همهٔ صورتها
- Werkstatt
- Werkstätten
- Werkstatt
- Werkstätten
- Werkstatt
- Werkstätten
- Werkstatt
- Werkstätten
مثالها
Mein Auto ist gerade in der Werkstatt.
ماشین من الآن در کارگاه است.
apropos Auto, ich muss gleich zur Werkstatt
راستی حالا که صحبتمان از ماشینها شد به یادم آمد که باید به تعمیرگاه بروم
Mein Auto ist gerade in der Werkstatt.
ماشین من الآن درست شد.