فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کارگاه

kârgâh[kʰɒːɹ.ɡɒ́ːʰ]

die Werkstatt جمع: die Werkstätten اسم

اسم

  • کارگاهkârgâh[kʰɒːɹ.ɡɒ́ːʰ](place for crafting or manufacturing)(small manufacturing room)(workshop)
  • تعمیرگاهta'mirgâhتَعمیرگاه[t̪ʰæʔ.miːɹ.ɡɒ́ːʰ](repair shop)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کارسوقتأییدنشده

دستور زبانِ Werkstatt

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Werkstatt
جمع
die Werkstätten
تلفظ
[ˈvɛʁkˌʃtat]
همهٔ صورت‌ها
  • Werkstattحالت نهادی، مفرد
  • Werkstättenحالت نهادی، جمع
  • Werkstattحالت اضافی، مفرد
  • Werkstättenحالت اضافی، جمع
  • Werkstattحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Werkstättenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Werkstattحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Werkstättenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Mein Auto ist gerade in der Werkstatt.

ماشین من الآن در کارگاه است.

apropos Auto, ich muss gleich zur Werkstatt

راستی حالا که صحبتمان از ماشینها شد به یادم آمد که باید به تعمیرگاه بروم

Mein Auto ist gerade in der Werkstatt.

ماشین من الآن درست شد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Sudajaengi (de #967342), cojiluc (fa #10715901), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: Sudajaengi (de #967342), mahdiye (fa #848151), tatoeba.org
منابع و مجوزها