موج
mowj[mowd͡ʒ̥]
اسم
- موج
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اکسل
- شفت
- موج آب
- خیزاب
دستور زبانِ Welle
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Welle
- جمع
- die Wellen
- تلفظ
- [ˈvɛlə]
همهٔ صورتها
- Wellen
- Wellen
- Wellen
- Wellen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Das Internet ist wie eine Welle ... entweder man lernt darin zu schwimmen, oder man geht unter.
اینترنت مانند یک جریان است... یا آدم یاد میگیرد شنا کند، یا غرق میشود.
Das Schiff wurde von einer großen Welle getroffen.
کشتی به یک موج بزرگ برخورد کرد.
Unsere Stadt steht vor einer Welle von Studentenprotesten.
شهر ما با موجی از اعتراضات دانشجویی روبرو است.