گندم
gandom[ɡʲæn̪.d̪óm]
اسم
- گندم
دستور زبانِ Weizen
اسم
- جنس دستوری
- der/das (مذکر، خنثی)
- حالت اضافی
- des Weizens
- جمع
- die Weizen
- تلفظ
- [ˈvaɪ̯t͡sn̩]
همهٔ صورتها
- Weizens
مثالها
Wir sind Gottes Weizen.
ما گندمهای خدا هستیم.
Dankbarkeit und Weizen gedeihen nur auf gutem Boden.
قدرشناسی و گندم فقط روی زمین خوب میرویند.
Schlechter Weizen gibt immer schlechtes Brot.
از گندم بد نان خوب بدست نمیآید.
Ich ernte Weizen.
من گندم درو میکنم.
Kannst du Gerste von Weizen unterscheiden?
آیا میتوانی جو را از گندم تشخیص دهی؟
Russland importierte Weizen aus den USA.
روسیه از آمریکا گندم وارد کرد.
Schlechter Weizen gibt immer schlechtes Brot.
گندم بد نان خوب نمیدهد.
Weizen vergoldet die Felder.
گندمها دشت را زرین کردهاند.
Mehl wird aus Weizen gemacht.
آرد از گندم به دست می آید.
die Spreu vom Weizen trennen
خشک و تر را از هم جدا کردن