گریه
gerye[ɡʲeɹ.jé]
اسم
- گریه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- گریستن
دستور زبانِ Weinen
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Weinens
- تلفظ
- [ˈvaɪ̯nən]
همهٔ صورتها
- Weinens
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Auf dem Markt hilft kein Weinen.
در بازار گریه به کمک نمیآید.
Lache, wenn's nicht zum Weinen reicht.
وقتی گریهات نمیگیرد، بخند.
Das Weinen einer Frau hat keinen Wert.
گریههای یک زن ارزشی ندارند.
Das Gegenteil von Lachen ist nicht das Weinen.
گریه متضاد خنده نیست.
das Weinen überkam ihn
گریه اش گرفت