یتیم
yatim[jæ.t̪ʰíːm]
اسم
- یتیم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بچهٔ پدر مرده
دستور زبانِ Waise
اسم
- جنس دستوری
- der/die (مذکر، مؤنث)
- حالت اضافی
- des/der Waise, des/der Waisen
- جمع
- die Waisen
- تلفظ
- [ˈvaɪ̯zə]
همهٔ صورتها
- Waisen
- Waisen
- Waisen
- Waisen
- Waisen
- Waisen
- Waisen
مثالها
Die Lüge ist eine Waise.
دروغ بی پدر و مادر است.
Misserfolg ist wie eine Waise, Erfolg hat mehrere Väter.
شکست مانند یک یتیم است، موفقیت پدران متعدد دارد.
Sie sind Waisen.
آنها یتیم هستند.