خودرو
xodrov[xod̪.ɹow]
اسم
- خودرو
- گاری
- واگن
- ماشین
- اتومبیل
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ارابه
- کالسکه
دستور زبانِ Wagen
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Wagens
- جمع
- die Wagen, die Wägen
- تلفظ
- [ˈvaːɡn̩], [ˈvaːɡŋ̍]
همهٔ صورتها
- Wägen
- Wagens
- Wägen
- Wägen
- Wägen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ihr Wagen gefällt mir.
اتومبیل شما را دوست دارم.
Tom stieg vor der Bibliothek aus und wartete, während Maria hinfuhr, um den Wagen zu parken.
تام رفت بیرون روبروی کتابخانه منتظر ماند تا ماری برود ماشین را پارک کند.
Saß jemand in dem Wagen?
کسی تو ماشین بود؟
Der Wagen wurde gestohlen.
ماشین سرقت شد.
Er tauschte das Nummernschild an seinem Wagen aus.
او پلاک ماشین اش را عوض کرد.