هوس
havas[hæ.vǽs]
اسم
- هوس
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مایلیت
- نهمت
- سودا
- تاسه
دستور زبانِ Verlangen
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Verlangens
- جمع
- die Verlangen
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈlaŋən]
همهٔ صورتها
- Verlangens
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Wille und Verlangen kennen kein Gesetz.
اراده و تمنا قانون نمی شناسند.
sie hatten heißes Verlangen auf Tee
دلشان برای یک چای لک زد
du wirst kein Verlangen mehr danach haben
تو دیگر هوس نکنی به