برکه
berke[beɹ.kʰʲé]
اسم
- برکه
- حوض
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- آبگیر
- کول
دستور زبانِ Teich
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Teiches, des Teichs
- جمع
- die Teiche
- تلفظ
- [taɪ̯ç]
همهٔ صورتها
- Teiche
- Teiches
- Teichs
- Teiche
- Teiche
- Teichen
- Teiche
مثالها
In verbotenen Teichen fischt man gern.
در برکهٔ ممنوعه، آدم دوست دارد ماهیگیری کند.
Große Fische leben nicht in kleinen Teichen.
ماهیهای بزرگ در برکههای کوچک زندگی نمیکنند.
Schwimme nicht im Teich.
در حوض شنا نکن،
Du darfst nicht im Teich schwimmen.
تو اجازه نداری در حوض شنا کنی.
Dieser Teich war voller kleiner Fische.
این حوض پر از ماهیهای کوچک بود.
Der Teich war zugefroren.
برکه یخ زده بود.
Der Teich ist zugefroren.
برکه یخ زده است.