روز
ruz[ɹuːz]
- جمع:
- die Tage, die Tags
- حالت اضافی:
- des Tages, des Tags
۱Morgen ist auch ein Tag.
فردا هم یک روز است.
اسم
- روز
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- یوم
- شبانهروز
- تگ
شبهجمله
- درود
دستور زبانِ Tag
اسم
- جنس دستوری
- der/das (مذکر، خنثی)
- حالت اضافی
- des Tages, des Tags
- جمع
- die Tage, die Tags
- تلفظ
- [taːk], [tɛk], [tæɡ]
همهٔ صورتها
- Tag
- Tage
- Tages
- Tags
- Tage
- Tag
- Tage
- Tagen
- Tag
- Tage
- Tags
- Tags
- Tags
- Tags
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Heute ist ein Tag der Erinnerung und der Trauer.
امروز روز یادبود و سوگ است.
۳Ich spreche beinahe jeden Tag Französisch.
من تقریبا هرروز فرانسوی حرف میزنم.
۴Im Winter sind die Tage kürzer.
در زمستان روزها کوتاهتر هستند.
۵In einem Tag wird man nicht Meister.
یک روزه نمیتوان استاد شد.
۶„Morgen ist auch ein Tag“, sagt der Optimist.
خوشبین میگوید «فردا هم یک روز است».
۷Es regnete gestern den ganzen Tag, deshalb blieb ich zuhause.
دیروز تمام روز باران بارید، به این دلیل من در خانه ماندم.
۸Eines Tages wirst du es bereuen.
یک روز از آن پشیمان خواهی شد.
۹Diese Fahrkarte ist drei Tage gültig.
این بلیت سه روز معتبر است.
۱۰Habe einen angenehmen Tag!
روز خوبی داشته باشید.
۱۱Was für ein angenehmer Tag!
چه روز دلپذیری!