غرور
ġorur[qo.ɹuːɹ]
اسم
- غرور
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- باد سر
- باد و دم
دستور زبانِ Stolz
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Stolzes
- تلفظ
- [ʃtɔlt͡s]
همهٔ صورتها
- Stolzes
- Stolze
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ihr Verhalten ist ein Zeichen ihres Stolzes.
رفتارش یک نشانه از غرورش است.
Die erste Knospe ist der Rose größter Stolz.
اولین غنچه، بزرگترین مباهات گل رز است.
Maßloser Stolz führt zu keinem guten Ende.
فخر بیاندازه به هیچ سرانجام خوبی منتهی نمیشود.
Dummheit und Stolz, wachsen auf einem Holz!
حماقت و فخر روی یک چوب میرویند!
Übermäßige Bescheidenheit ist Stolz.
تواضع بیاندازه، فخر است.
Undankbarkeit ist die Tochter des Stolzes.
قدرناشناسی دختر فخر است.
er ist der Stolz der Familie
او مایهٔ فخر و مباهات خانواده است
mit Stolz geschwellter Brust
آدم عصا قورت داده
sein Stolz wurde verletzt
به غرور او لطمه وادار شد
sein Stolz wurde ramponiert
به غرور او لطمه وادار شد