فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شوخی

šuxi[ʃuː.xíː]

der Spaß جمع: die Späße اسم

اسم

  • شوخیšuxi[ʃuː.xíː](something said or done for amusement)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شادیšâdi[ʃɒː.d̪iː]تأییدنشده
  • خوشیxoši[xo.ʃiː]تأییدنشده

دستور زبانِ Spaß

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Spaßes
جمع
die Späße
تلفظ
[ʃpaːs]
همهٔ صورت‌ها
  • Spaßحالت نهادی، مفرد
  • Späßeحالت نهادی، جمع
  • Spaßesحالت اضافی، مفرد
  • Späßeحالت اضافی، جمع
  • Spaßحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Spaßeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Späßenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Spaßحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Späßeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Mein Freund macht immer Späße, wenn mir nicht danach ist.

دوست من همیشه وقتی که من حس و حالش رو ندارم شوخی میکنه.

Das wird sicher ein Spaß!

حتما سرگرم کننده خواهد بود.

Das war ein Spaß.

سرگرم کننده بود.

ihm macht die Arbeit Spaß

او کاری را خوش داشت

es macht mir Spaß

خوش می گذارم

er versteht keinen Spaß

شوخی سرش نمی شود

Spaß und gute Laune

عیاشی و خوش گذرانی

das machte keinen Spaß mehr

این جوری دیگه حلاوتی ندارد

hat nichts mit Spaß zu tun

با شوخ سر کار ندارد

ich dachte, er macht Spaß mit mir

خیال می کردم سر به سرم می گذارد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: reto (de #3884876), reto (fa #3884877), tatoeba.org
  2. ۲: Vortarulo (de #1128692), AsliAbbasi (fa #1128816), tatoeba.org
  3. ۳: Vortarulo (de #1128711), AsliAbbasi (fa #1128812), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها