برنده
barande[bæ.ɹæn̪.d̪é]
اسم
- برنده
- فاتح
- پیروز
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- غالب
- مظفر
دستور زبانِ Sieger
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Siegers
- جمع
- die Sieger
- تلفظ
- [ˈziːɡɐ]
همهٔ صورتها
- Siegers
- Siegern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Nur der Geduldige wird Sieger.
فقط صبور پیروز است.
Kluge Sieger essen Eier, dumme Sieger die Hühner.
زیرکان پیروز تخم مرغ را میخورند، نادانان پیروز مرغ را میخورند.
Nach einem Krieg ist stets der Sieger im Recht und der Besiegte im Unrecht.
بعد از یک جنگ، همیشه حق با پیروز است و تقصیر گردن مغلوب.
sich vor dem Sieger demütigen
در مقابل فاتح اظهار خضوع و خشوع کردن