طناب
tanâb[t̪ʰæ.nɒ́ːb̥]
اسم
- طناب
- بند
- ریسمان
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- رسن
- رفاق
دستور زبانِ Seil
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Seils, des Seiles
- جمع
- die Seile
- تلفظ
- [zaɪ̯l]
همهٔ صورتها
- Seile
- Seils
- Seiles
- Seile
- Seile
- Seilen
- Seile
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ich habe das Seil losgelassen.
من بند را رها کردم.
Das Seil hier ist nicht lang genug.
این طناب به اندازهٔ کافی بلند نیست.
Auf einem Seil können nicht zwei Akrobaten tanzen.
روی یک بند دو بندباز نمیتوانند برقصند.
Das Seil hier ist nicht stark genug.
این طناب به اندازهٔ کافی قوی نیست.
Befestige das Seil an einem Baum.
طناب را به یک درخت ببند.
Die Worte binden die Menschen wie Seile die Hörner der Stiere.
حرفها مانند طناب بستهشده به شاخ گاو، انسان را میبندند.
Dieses Seil ist nicht stark genug.
این طناب به اندازهٔ کافی قوی نیست.
Halten Sie das Seil fest.
طناب را سفت نگهدار.
Halte das Seil fest!
طناب را سفت نگهدار.