فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حسرت

تأییدنشده

hasrat[hæs.ɹǽt̪ʰ]

die Sehnsucht جمع: die Sehnsüchte اسم

اسم

  • حسرتhasratحَسرَت[hæs.ɹǽt̪ʰ]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آرزوâr(e)zu, âr(i)zôآرِزو[ʔɒː.ɹe.zúː][ʔɒːɹ.zúː]تأییدنشده
  • اشتیاقeštiyâġاِشتیاق[ʔeʃ.t̪ʰi.jɒ́ːɢ̥]تأییدنشده
  • چشمداشتčešm-dâštچِشم داشت[t͡ʃʰeʃm.d̪ɒ́ːʃt̪ʰ]تأییدنشده
  • سوداsowdâ[sow.d̪ɒː](melancholic desire)تأییدنشده
  • تاسهtâse[t̪ʰɒː.sé](painful longing)تأییدنشده

دستور زبانِ Sehnsucht

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Sehnsucht
جمع
die Sehnsüchte
تلفظ
[ˈzeːnˌzʊxt]
همهٔ صورت‌ها
  • Sehnsuchtحالت نهادی، مفرد
  • Sehnsüchteحالت نهادی، جمع
  • Sehnsuchtحالت اضافی، مفرد
  • Sehnsüchteحالت اضافی، جمع
  • Sehnsuchtحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Sehnsüchtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Sehnsuchtحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Sehnsüchteحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Alles beginnt mit der Sehnsucht.

همه چیز با حسرت شروع می‌شود.

nach jem. Sehnsucht haben

آرزوی کسی را کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2345099), cojiluc (fa #13116372), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها