چادر
čâdor[t͡ʃʰɒː.d̪oɹ]
اسم
- چادر
- حجاب
- نقاب
- روبنده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ستار
- مقنعه
- حاجب
- مشمش
- معجر
- پیچه
- ابر
- پرده
- روبند
دستور زبانِ Schleier
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Schleiers
- جمع
- die Schleier
- تلفظ
- [ˈʃlaɪ̯ɐ]
همهٔ صورتها
- Schleiers
- Schleiern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
der Schleier der Frau ist ihre Burg
چادر قلعهٔ زن است
sie warf sich den Schleier über den Kopf
چادرش را سرش کرد