فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چادر

čâdor[t͡ʃʰɒː.d̪oɹ]

der Schleier جمع: die Schleier اسم

اسم

  • چادرčâdorچادُر[t͡ʃʰɒː.d̪oɹ](Kleidung: Schleier, Tschador, Tschadyr, Schador)
  • حجابhejâbحِجاب[he.d͡ʒɒ́ːb̥]
  • نقابneġâb[ne.ʁɒːb̥](a veil worn by Muslim women)
  • روبندهrubande(a veil worn by Muslim women)(covering for a person or thing)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ستارسِتارتأییدنشده
  • مقنعهmaqna'eمِقنَعِه[mæʁ.næ.ʔé]تأییدنشده
  • حاجبحاجِبتأییدنشده
  • مشمشمِشمِشتأییدنشده
  • معجرمِعجَرتأییدنشده
  • پیچهpiče(alt)تأییدنشده
  • ابرabrاَبر[ʔæbɹ]تأییدنشده
  • پردهpardeپَرده[pʰæɹ.d̪é](covering for a person or thing)تأییدنشده
  • روبندروبَند(covering for a person or thing)تأییدنشده

دستور زبانِ Schleier

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Schleiers
جمع
die Schleier
تلفظ
[ˈʃlaɪ̯ɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Schleiersحالت اضافی، مفرد
  • Schleiernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

der Schleier der Frau ist ihre Burg

چادر قلعهٔ زن است

sie warf sich den Schleier über den Kopf

چادرش را سرش کرد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها