فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دایره

dâyere[d̪ɒː.je.ɹé]

die Runde جمع: die Runden اسم

اسم

  • دایرهdâyereدایِره[d̪ɒː.je.ɹé](circular object)
  • دورdowr[d̪ówɹ](circular object)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گردgard, gordگِرد[ɡʲæɹd̪̥][ɡ̥oɹd̪̥]تأییدنشده
  • جمعjam'جَمع[d͡ʒǽmʔ]تأییدنشده
  • گردهماییgerdehamâyiگِردِهَمایی[ɡʲeɹ.d̪e.ɦæ.mɒː.jíː]تأییدنشده
  • نوبتnawbatنوبَت[now.ˈbæt̪̪ʰ](round)تأییدنشده

دستور زبانِ Runde

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Runde
جمع
die Runden
تلفظ
[ˈʁʊndə]
همهٔ صورت‌ها
  • Rundenحالت نهادی، جمع
  • Rundenحالت اضافی، جمع
  • Rundenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Rundenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

sich in der Runde umsehen

نگاهی به اطراف انداختن

über die Runden kommen

به زور مشکلات را حل کردن

er dreht seine Runden

او جولان می دهد

die letzte Runde einläuten

ضربه نهائی را زدن

Diskussion, die damals die Runde machte

بحثها که در آن زمان بازارگرم داشت

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها