فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بازارگرم داشتن

تأییدنشده

die Runde machen
عبارت

عبارت

  • بازارگرم داشتنبازارگَرم داشتَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها