بازخواست
اسم
- بازخواست
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به حساب آمدن
- مسئولیت حاکمان
دستور زبانِ Rechenschaft
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Rechenschaft
- تلفظ
- [ˈʁɛçn̩ʃaft]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Er musste für sein Versagen Rechenschaft ablegen.
ازش خواسته شد در مورد شکستش توضیح بده.
ich ziehe dich wegen deiner Taten zur Rechenschaft
تورا به سزای اعمالت می رسانم