فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بازخواست

تأییدنشده

die Rechenschaft اسم

اسم

  • بازخواستتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به حساب آمدنبه حِساب آمَدَنتأییدنشده
  • مسئولیت حاکمانتأییدنشده

دستور زبانِ Rechenschaft

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Rechenschaft
تلفظ
[ˈʁɛçn̩ʃaft]

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Er musste für sein Versagen Rechenschaft ablegen.

ازش خواسته شد در مورد شکستش توضیح بده.

ترجمهٔ غیرمستقیم

ich ziehe dich wegen deiner Taten zur Rechenschaft

تورا به سزای اعمالت می رسانم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: pne (de #2999802), ismaximum (fa #2171576), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها