فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

باز خواست کردن

تأییدنشده

Rechenschaft fordern
عبارت

عبارت

  • باز خواست کردنباز خواست کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حساب کسی را باز خواستنحِسابِ کِسی را باز خواستَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها