فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پند

pand[pʰæn̪d̪̥]

der Ratschlag جمع: die Ratschläge اسم

اسم

  • پندpandپَند[pʰæn̪d̪̥](opinion offered to guide behavior)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مشورتمَشوَرَت(opinion offered to guide behavior)تأییدنشده
  • نصیحتnasihatنَصیحَت[næ.siː.ɦǽt̪ʰ](opinion offered to guide behavior)تأییدنشده
  • اندرز(opinion offered to guide behavior)تأییدنشده

دستور زبانِ Ratschlag

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Ratschlages, des Ratschlags
جمع
die Ratschläge
تلفظ
[ˈʁaːtˌʃlaːk]
همهٔ صورت‌ها
  • Ratschlagحالت نهادی، مفرد
  • Ratschlägeحالت نهادی، جمع
  • Ratschlagesحالت اضافی، مفرد
  • Ratschlagsحالت اضافی، مفرد
  • Ratschlägeحالت اضافی، جمع
  • Ratschlagحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Ratschlageحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Ratschlägenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ratschlagحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Ratschlägeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Er hatte die Güte, mir einen Ratschlag zu geben.

او محبتش را با نصیحتی به من نشان داد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Dass ich erwachsen wurde, merkte ich daran, dass ich anfing, Ratschläge von meinen Eltern zu befolgen.

زمانی که به نصیحت والدینم توجه کردم، فهمیدم که بزرگ شده ام.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Espi (de #1331232), mahdiye (fa #888642), tatoeba.org
  2. ۲: Zaghawa (de #1494932), AsliAbbasi (fa #1567951), tatoeba.org
منابع و مجوزها