رنج
ranj[ɹænd͡ʒ̥]
اسم
- رنج
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- زجر
- شکنجه
- عذاب
- درد
دستور زبانِ Qual
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Qual
- جمع
- die Qualen
- تلفظ
- [kvaːl]
همهٔ صورتها
- Qualen
- Qualen
- Qualen
- Qualen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Liebe ist Qual, Lieblosigkeit ist Tod.
عشق عذاب است، بی عشقی مرگ است.
nach einem Leben voller Qual
بعد از یک عمر خون دل خوردن