مخاطب
moxâtab[mo.xɒː.t̪ʰǽb̥]
اسم
- مخاطب
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- عموم
دستور زبانِ Publikum
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Publikums
- جمع
- die Publika
- تلفظ
- [ˈpuːblikʊm]
همهٔ صورتها
- Publikum
- Publika
- Publikums
- Publika
- Publikum
- Publika
- Publikum
- Publika
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Gott ist ein Komödiant, der vor einem Publikum spielt, das zu ängstlich zum Lachen ist.
خدا کمدینی استکه جلو حضاری که از خنده ترس دارند بازی میکند.
Eine abgelesene Rede garantiert, dass Ihnen das Publikum nicht zuhört.
یک خطابهٔ روخوانی تضمین میکند که مخاطبین به آن گوش نمیکنند.
Der Film begeisterte das ganze Publikum.
فیلم عموم را به شعف آورد.
Das Publikum ist so einfältig, lieber das Neue als das Gute zu lesen.
مخاطب چنان خام است که خواندن چیز جدید را به خوب ترجیح میدهد.
Das Publikum spendete den Schauspielern für ihre Darbietung lauten Beifall.
مخاطبان بازیگران را به خاطر عملکردشان تحسین کردند.
Das Publikum feierte die Schauspieler für ihre Darbietung.
مخاطبان بازیگران را به خاطر عملکردشان تحسین کردند.
Das Publikum bejubelte die Schauspieler für ihre Darbietung.
مخاطبان بازیگران را به خاطر عملکردشان تحسین کردند.
Alle im Publikum sangen mit.
همه حضار همراه با خواننده می خوندند