فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بدشانسی

das Pech جمع: die Peche اسم

اسم

  • بدشانسیبَدشِانسی(misfortune)
  • بدبختی(misfortune)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قیرقِیرتأییدنشده
  • بخت بدبَختِ بَدتأییدنشده
  • بد بختبَد بَختتأییدنشده
  • تیره بختیتیره بَختیتأییدنشده
  • مفلوکمَفلوکتأییدنشده
  • زفتزِفت(sticky, gummy substance secreted by trees)تأییدنشده
  • زیف(sticky, gummy substance secreted by trees)تأییدنشده
  • قطرانġatrân[qæt̪ʰ.ɹɒːn]تأییدنشده

دستور زبانِ Pech

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Peches, des Pechs
جمع
die Peche
تلفظ
[pɛç]
همهٔ صورت‌ها
  • Pecheحالت نهادی، جمع
  • Pechesحالت اضافی، مفرد
  • Pechsحالت اضافی، مفرد
  • Pecheحالت اضافی، جمع
  • Pecheحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Pechenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Pecheحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Er hatte Glück im Spiel und Pech in der Liebe.

او در بازی خوش شانس و در عشق بدشانس بود.

Glück ist ein bisschen die Kunst, kein Pech zu haben.

شانس کمی هنر بدشانسی نداشتن است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1226690), cojiluc (fa #7269775), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2794726), cojiluc (fa #7269776), tatoeba.org
منابع و مجوزها