آجیل
âjil[ʔɒː.d͡ʒíːl̥]
اسم
- آجیل
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- گردو
- تخم
دستور زبانِ Nuss
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Nuss
- جمع
- die Nüsse
- تلفظ
- [nʊs]
همهٔ صورتها
- Nüsse
- Nüsse
- Nüssen
- Nüsse
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Nicht alles, was rund ist, ist eine Nuss.
هر گردی گردو نیست.
Gott giebt die Nüsse, aber er beißt sie nicht auf.
خدا گردو میدهد، اما آن را نمیشکند.
die Nuss ist leer
گردو پوک است
Wir verkaufen alles: von Suppe bis hin zu Nüssen.
ما همه چیز میفروشیم: از سیر تا پیاز.
Nicht alles, was rund ist, ist eine Nuss.
ظواهر اغلب گول زننده هستند.
Eichhörnchen fressen gerne Nüsse.
سنجابها میوه های مغزدار دوست دارند.