دیوار
divâr[d̪iː.vɒ́ːɹ]
اسم
- دیوار
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- والاد
دستور زبانِ Mauer
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Mauer
- جمع
- die Mauern
- تلفظ
- [ˈmaʊ̯ɐ]
همهٔ صورتها
- Mauern
- Mauern
- Mauern
- Mauern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Wer die Mauer untergräbt, wird unter ihr begraben.
کسی که زیر دیوار را بکند، زیر آن دفن میشود.
Die Mauer ist voll von Graffiti.
دیوار پر از گرافیتی است.
Der Fall der Berliner Mauer war wahrhaftig ein historisches Ereignis.
فروپاشی دیوار برلین واقعا یک رویداد تاریخی بود.
Die Mauer muss weg.
دیوار باید برداشته شود.
Der Nagel ging durch die Mauer.
میخ از میان دیوار گذشت.
eine Mauer der Kälte zwischen den Menschen
دیوار زمهریری بین انسانها
Im Jahre 1989 fiel die Berliner Mauer.
در سال ۱۹۸۹ بود که دیوار برلین برچیده شد.
die Mauer senkt sich
دیوار نشست می کند