خال
xâl[xɒːl̥]
das Mal
- جمع:
- die Male
- حالت اضافی:
- des Mals, des Males
۱Das klappt jedes Mal.
هر دفعه کار میکند.
اسم
- خال
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دفعه
- مرتبه
- داغ
- ساعت
- خال مادر زادی
دستور زبانِ Mal
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Mals, des Males
- جمع
- die Male
- تلفظ
- [maːl]
همهٔ صورتها
- Mal
- Male
- Mals
- Males
- Male
- Mal
- Male
- Malen
- Mal
- Male
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Tom aß zum ersten Mal eine süße Limette.
تام برای اولین بار یک لیمو شیرین خورد.
۳Er las den Artikel ein ums andere Mal.
او مقاله را بارها مطالعه کرد.